محمد حسن سمسار
20
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
نتوان يافت . وى درباره كران و اعمال ايراهستان مىنويسد : « اين اعمال ايراهستان و كران همه در بيابان است ، و كران از اعمال سيراف است و گرمسير بغايت - چنانك تابستان جز مردم آن ولايت آنجا مقام نتوانند كردن از صعبى گرما ، و هيچ آب روان نباشد و نه كاريز ، و همه غله ايشان بخس است و جز درخت خرما هيچ ميوه ندارد . درختان خرماء ايشان بر روى زمين نباشد كى آب نيابد و خشك شود . پس به اندازه درختان خرماگوى « * » ( گودى ) عظيم هر جا به زمين فرو برده باشند . و خرما در آن گوها نشانده چنانك جز سر درخت پديد نباشد ، تا زمستان گوها از آب باران پر شود ، و همه ساله درختان خرما سيرآب باشند و اين از نوا درست كى گويند ، كجاست كى درختان خرما در چاه كارند ؟ و اين ايراهستانست » سپس مىافزايد : . « هيچ لشگر آنجا مقام نتواند كردن الا سه ماه ربيع ، ديگر بزمستان از بارندگى و بىعلفى نتواند بودن و بتابستان از گرما « 33 » . » وى مىنويسد : حورشى ديهى و از جمله اعمال سيراف است و گرمسير عظيم است « 34 » . حمد اللّه مستوفى مينويسد : « كران و ايراهستان در بيابانى است و گرمسير بغايت چنان كه تابستان آنجا جز معدودى چند نباشند و آب روان و كاريز ندارد . و غله آنجا همه ديمى بود . و از ميوه جز خرما ندارند ، و همه در گوها نشانند تا در زمستان از باران پر آب شود و بتابستان درخت را تازه دارد . و مردم آنجا اكثر دزد و راهزن و
--> ( * ) گر برايم زين چاه چه باكست كه من - شصت و دو سال برآمد كه در اين ژرفگوم - ناصر خسرو . ( 33 ) - فارسنامه ابن بلخى ص 140 . ( 34 ) - فارسنامه ابن بلخى ص 140 .